امیدوارم از این ترانم خوشتون بیاد.
لطفا هر نقد یا نظری راجع بهش دارید توی قسمت نظرات بزارید.ممنون.
یک سفر ِ چَن روزه بود
حالا چَن سالی شده
نیمکت ِ وعده های ما
یک طرفش خالی شده
رو نبمکت ِ همیشگی
نزدیکیای ِ سایه بون
حالا فقط مال ِ منه
جایی که بود مالمون
با اینکه تنها شدم ُ
رفتن ُ باور می کنم
می شینم ُ با فکر ِ تو
گلا رُ پرپر می کنم
پُر شدم از نبود ِ تو
که باورم خالی شده
سیصدتا چن روزه که من
دورُ بَرم خالی شده
این جای خالی رُ برام
هیچ کسی جز تو پُر نکرد
اگه بدون ِ من خوشی
همون جا باش...
برنگرد...
چگونه دست دلم را بگیرم ودر کنار
دلتنگیهایم قدم بزنم
در این خیابان
که پر از چراغ و چشمک ماشینهاست…
نه آقایان:
مسیر من با شما یکی نیست
از سرعت خود نکاهید
من آداب دلبری را نمی دانم…
برعکس خیلی ها دلم می خواست امروز می رفتم مدرسه اما...
الان توی کافی نتم و دارم اولین مطلب وبلاگ جدیدم رو می نویسم!
یه ترانه از خودم میزارم لطفا نقد و نظر یادتون نره.
چشام خیره به کاشی یای حمام
تنم سست و ولو تو وانه آبه
اگه رخ میده این حادثه امروز
یه ساله فکر این لحظه عذابه
آره،یه سالی میشه بیقرارم
واسم زندگی کردن یه خیاله
از امروزم که پاسخم رو دادن
دیگه موندن تو این دنیا محاله
تموم کار من وقتی که حتی
یه آدم یه نفر با من یکی نیس
تمومش می کنم این حال و روزو
که اینجا دیگه جای زندگی نیس
بمونم باشم اینجا تا که چی شه؟
یه ساله دیگه و شکست بازم
من از هرکسی تو عالم بریدم
نمیتونم با هیچکسی بسازم
آخه لعنت به این جایی که باید
واست یک مساله یک غول باشه
کجای این جهان قاعده داره؟
کجای زندگی اصول باشه؟
چشام خیره به کاشیای حمام
تنم سست و ولو داخل وانه
یه تیغ و شارگ و فکرو خیالات
تموم مرگ من توی یه آنه
دیگه بسه،همه حرفی شنیدم
نمیخوام و ولی با زور میرم
به خاطر یه مش(ت) رویای مرده
فقط به خاطر کنکور میرم
